هیرادهیراد، تا این لحظه: 15 سال و 1 روز سن داره

هیراد

خاطرات سه ماهگی

امروز  که سه ماهت شده می خوام یکم از کارات برات تعریف کنم. خدا رو شکر تو اصلاً بغلی نیستی و بیشتر دوست داری رو زمین دراز بکشی و باهات بازی کننو باهات حرف بزنن. وقتایی که حسابی خوابیدی و تازه از خواب بیدار شدی تا کسی میاد بالای سرت و باهات حرف میزنه سریع میخندی. موقع هایی که داری رو زمین با خودت بازی می کنی تا متوجه میشی که کسی اومده نزدیکت سریع شروع می کنی به نق زدن و غر زدن و گریه الکی که بیاییثد با من بازی کنید و حرف بزنید یک ناقلایی هستی واسه خودت که نگو آخ آخ من عااااااااشق این گریه الکی هاتم یک صداهای بامزه ای از خودت درمیاری که نگو  عاشق دست خوردنی نمی دونی که با چه ولعی دستاتو می خوری بعد از تو دهنت درمیا...
30 دی 1390

بدون عنوان

کارهای جدید هیراد : موقع شیر خوردن منو چنگ میزنه منو با چشم دنبال میکنه و اقو اقو میگه وقتی میترسه چشاشو گرد میکنه وقتی میشورمش کیف میکنه و تا ٥ دقیقه باهام حرف میزنه ذوق میکنه   ...
24 دی 1390
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به هیراد می باشد